السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

82

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

ضمن قضايا دست مىيابد . آن گاه با تبديل معناى حرفى به اسمى و نگاه استقلالى به آن پس از آن كه معناى رابط داشت معناى اسمى را از آن مىسازد . به همين ترتيب عقل دربارهء عدم عمل مىكند . پس تناقض اولًا و بالذات بين ايجاب و سلب است و سپس بين غير اين دو به واسطهء ايجاب وسلب . شرح همان بيانى كه دربارهء انسان و لا انسان گفته شد دربارهء قيام زيد و عدم قيام براى زيد نيز گفته مىشود . در اين‌جا نيز گرچه جمله به ظاهر مضاف و مضاف اليه است و در حكم كلمهء واحده مىماند و به ظاهر خالى از حكم ايجاب و سلب است ، اما بايد تقدير جمله چنين باشد « وجود قيام براى زيد است . عدم قيام براى زيد است » كه در حقيقت دو هليت مركبه است . به همين دليل است كه مىگويند . در حقيقت تناقض بين ايجاب و سلب يا بين وجود و عدم است . چون سخن به اين‌جا مىرسد كه تناقض در حقيقت بين وجود و عدم است و اين وجود و عدم گاهى رابط است مانند استعمال آن در قضاياى مركبه چون « زيد قائم است » و گاهى مستقل است مانند قضاياى بسيطه چون « زيد موجود است » . كلمهء « است » كه به معناى وجود دارد ، مىباشد در قضيهء نخست به معناى رابط و در قضيه دوم يعنى زيد وجود دارد به معناى « مستقل » استعمال شده‌است . به همين مناسبت مؤلف اشاره‌اى به مطلبى كه در فصل دهم از مرحلهء يازدهم بحث عاقل و معقول دارند مىنمايند . در آن‌جا در نحوهء دستيابى عقل به مفهوم وجود و ترتيب آن نسبت به وجود رابط و مستقل بيانى دارند ، و مىگويند عقل انسان ، ابتدائاً وجود رابط را در قضاياى مركبه مانند « زيد قائم است » درك مىكند . كلمهء است در اين قضيه وجود رابط است ، يعنى اين كلمه محمول را به موضوع پيوند داده‌است . ادراك عقل از وجود در مرتبهء نخست ادراكى است كه مربوط به وجود رابط است . وجود رابط در حقيقت همان حكم در قضيه است . وقتى عقل مفهوم « است » را كه